محمد تقي جعفري
40
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
دنبال كنشها سخنى با ما ندارند آرى ، اين واقعيات با اين كه با قيافهء خاموش در گذرگاه هستى در جريانند ، با ما سخنها مىگويند و فرياد مىزنند : سرّ من از نالهء من دور نيست ليك چشم و گوش را آن نور نيست چه تفاوتى دارد كه شما با سوزاندن آتش از راه گوش طبيعى آشنا شويد ، يعنى به شما بگويند : « كه آتش مىسوزاند » و شما به آن واقعيت آگاه شويد ، يا با چشمتان به بينيد كه آتش مىسوزاند و از راه اين مشاهده ، علم به آن واقعيت پيدا كنيد . بلكه آگاهى شما در صورت دوم روشنتر و خالصتر خواهد بود ، زيرا قالبهاى لفظى كه پديدههاى قراردادى براى نشان دادن واقعيت مزبور مىباشند ، وساطتى نكرده ، ذهن شما بدون واسطه با آن ، ارتباط برقرار نموده است . اين هم يكى از عوامل عقب ماندگى ما خاك نشينان است كه وسيلهء تماس با واقعيات را بر ارتباط با خود آن واقعيات ترجيح مىدهيم . اين عاليترين وسيله براى تفاهم و نقل و انتقال معانى به يكديگر ، دامهاى سر راه زندگى ما گشته است : لفظها و نامها چون دامهاست لفظ شيرين ريگ آب عمر ماست چنان كه صورتها و عكسها و مجسمهها را براى مشغول ساختن ذهن خويش از تماس با واقعيات استخدام مىنماييم 10 ، 11 - عزب رأى امرء تخلَّف عنّى ما شككت فى الحقّ مذ أريته ( دور از واقعيت مىگردد رأى مردى كه از من تخلف نمايد . از آن هنگام كه حق به من نشان داده شده است من در هيچ حقى شك و ترديد نكردهام ) . مسير من از حقيقت و رو به حقيقت است ، از من جدا نشويد على بن ابي طالب عليه السلام ، در جريان سطح عالم طبيعت ، انسانى است مانند ساير انسانها ، كه در مسير حركت و زندگى و مرگ قرار گرفته ، روزى آمده روزى ديگر هم چشم از اين دنيا مىپوشد و مىرود . ازليت و ابديت و ما فوق آن بامداد و شامگاه از آن خداست و بس .